مرغ مهتاب 

میخواند!

ابری در اتاقم میگرید.

گلهای چشم پشیمانی می شکفد.

در تابوت پنجره ام چشم مشرق می لولد!

مغرب جان میکند.

می میرد.

گیاه نارنجی خورشید


در مرداب اتاقم میروید کم کم...

بیدارم!

نپنداریم در خواب.

سایه ی شاخه ای بشکسته

آهسته خوابم کرد...

اکنون دارم میشنوم!

آهنگ مرغ مهتاب

وگل های چشم پشیمانی را پرپر میکنم.

...

بابت تاخیر شرمنده!میام سر فرصت جواب همه کامنتارو میدم!

اینجا...زادگاه!!

عجیب این روزا بوی ماه مدرسه اذیتم میکنه!

دل تنگ خاطره هام!!!

...

سبو بشکست و دل بشکست و جام باده هم بشکست!

خدایا در سرای ما چه بشکن بشکنه....بشـــکــــن!!!