گفتمش آغاز درد چيست:گفت آغازش سراسر بندگيست...
گفتمش پايان آن راهم بگو:گفت پايانش همه شرمندگيست...
گفتمش درمان دردم را بگو:گفت درماني ندارد,بي دواست...
گفتمش يك اندكي تسكين آن.گفت:تسكينش همه سوزوفناست
!
به ياد اون دوستي كه صادق ترين آدم روي زمين.ومن درتمام مدت سعي كردم شبيه اش باشم....
دوست دارم بدونه كه هيچ وقت فراموشش نميكنم........