گفتمش آغاز درد چيست:گفت آغازش سراسر بندگيست...
گفتمش پايان آن راهم بگو:گفت پايانش همه شرمندگيست...
گفتمش درمان دردم را بگو:گفت درماني ندارد,بي دواست...
گفتمش يك اندكي تسكين آن.گفت:تسكينش همه سوزوفناست!
به ياد اون دوستي كه صادق ترين آدم روي زمين.ومن درتمام مدت سعي كردم شبيه اش باشم....
دوست دارم بدونه كه هيچ وقت فراموشش نميكنم........
گفتمش پايان آن راهم بگو:گفت پايانش همه شرمندگيست...
گفتمش درمان دردم را بگو:گفت درماني ندارد,بي دواست...
گفتمش يك اندكي تسكين آن.گفت:تسكينش همه سوزوفناست!
به ياد اون دوستي كه صادق ترين آدم روي زمين.ومن درتمام مدت سعي كردم شبيه اش باشم....
دوست دارم بدونه كه هيچ وقت فراموشش نميكنم........
+ نوشته شده در ساعت 6:28 PM توسط رندخرابات
|
از این قبیله اگر چند عاشقان رفتند